![]() |
![]() |
|
| غرولندهای مرا با اسپیکرهایon بخوانید. آخر آهنگ اینجا خیلی مخصوص است! |
|
خاطراتت تنها یادگاری هستند که از تو دارم! |
|
+ |
| 5 PM Man |
|
|
مثل تمام اشک هایی که بی موقع ریختند ، تمام کلماتی که بی وقت گریختند . بعد یادم می آید تاریک بود اتاق و باران می بارید ،آن قدر که رفته بود زیر باران هر چه خیابان و هر چه کفش . و من تنها سایه ای از بودنت را می دیدم . یک کم از نور چراغ های بیرون افتاده بود روی گردنت و من انحنای گردنت را می دیدم و فکر می کردم این جای داستان را تا آخر دنیا از یاد نمی برم . فکر می کردم تو اگر بروی و خاطراتت هم اگر گم شوند توی کارهای نیمه مانده و قبض های پرداخت نشده ، انحنای گردنت ، با هر باران ِ آخر پاییز ، به یادم می آید . تو را اینگونه به یاد خواهم آورد . پیر هم که شوی . دور هم که باشی . حتی نباشی ... سایهء سیاهی که تو بودی ، نشسته روی صندلی ، نارنجی خاکستر سیگارت که نورش لبهات را روشن می کرد . انحنای گردنت . و ترسیده بودم . ترسیده بودم... اگر مرا نخواهد ... ، من با این همه روزهای مانده چه کنم . من با این همه باران هنوز نباریده ، ابرهای بارور . بعد اندازهء یک کودک بسیار غمگین اشک ریختم و افسوس لحظه های از دست رفته را خوردم . آن قدر که اشکی نماند برای غلتیدن از گونه هام و من باز دلم اشک می خواست . حالا کی بشود دوباره باران ببارد و من بی یاد و خاطره ، سرخوشانه این کوچه ها را بروم تا آخر و هی نشخوار نکنم یاد روزهای رفته را . |
|
+ |
| 9 AM Man |
|
|
FirSt PaGe mY mAil |
| AboUt mE |
Hold on to me love
You know I can't stay long All I wanted to say was I love you and I'm not afraid |
| پیوندها |
|
شبهای لبریز از هیچ وقتی می خوای زن نگیری متروی متروک پیامبر دیوانه |
|
RSS
|